قتل به دست پنجمین شوهر کنار دادگاه خانواده سوژه شد!!/+فیلم وحشتناک قتل

دستان هور
دستان هور توجه شما را به مطلب قتل به دست پنجمین شوهر کنار دادگاه خانواده سوژه شد!!/+فیلم وحشتناک قتل جلب میکند :

همسرم را دوست داشتم و حتی وقتی فهمیدم او قبل از ازدواج با من با جهار مرد دیگر هم ازدواج کرده و جدا شده است باز هم تصمیم گرفتم با او زندگی کنم اما وقتی حرف از جدایی زد چیزی نفهمیدم و او را به قتل رساندم..

 چند روز پیش فیلم زیر به دستان رسید که در آن مردی همسرش دومش را در نزدیکی دادگاه خانواده قبل از طرح درخواست طلاق به قتل
رسانده است



پس از انتشار فیلم فوق طبق اطلاعات به‌دست‌آمده
متوجه شدیم این مرد پنجمین شوهر خانم نازنین باقری(مقتول) می‌باشد، وی پس از اطلاع
از تصمیم طلاق همسرش او را با ضربات چاقو به قتل رسانده است



نازنین باقری 31 ساله بود و در
اسلامشهر زندگی می‌کرد



 قتل به دست پنجمین شوهر کنار دادگاه خانواده سوژه شد!!/+فیلم وحشتناک قتل



پس از ارتکاب قتل پلیس اسلامشهر از طرق
تماس تلفنی یکی از شهروندان در جریان قرار می‌گیرد و به محل حادثه حاضر می‌شود. مأموران
در پیاده‌رو پارکی حوالی دادگاه خانواده با جسد زن
۳۲‌ساله‌ای به نام فروزان روبه‌رو شدند که با اصابت ضربات متعدد چاقو به
قتل رسیده بود. نخستین تحقیقات نشان داد لحظاتی قبل مقتول با مرد جوانی درگیر شده که
در جریان آن مرد جوان با چاقو وی را هدف قرار می‌دهد و در ادامه با خودروی پژو‌
۲۰۷ سفیدرنگی از محل فرار می‌کند



 



هم‌زمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی
مأموران تحقیقات خود را برای قاتل فراری آغاز کردند تا اینکه دریافتند صبح روز پنج‌شنبه
قاتل خودش را به پلیس آگاهی پایتخت معرفی کرده است



قاتل برای تحقیق به دادسرای امور جنایی
تهران منتقل شد و با اظهار پشیمانی به قتل همسرش اعتراف کرد. قاضی مدیر روستا، بازپرس
شعبه‌ششم دادسرای امور جنایی تهران پس از بازجویی با صدور قرار عدم صلاحیت متهم را
برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان شهرستان اسلامشهر قرارداد



 



متهم که مرد ۲۷‌ساله‌ای به نام فرزاد است گفت: مقتول همسر دومم بود و خیلی او را دوست
داشتم و به خاطر ازدواج با او همسر اولم را طلاق دادم و الان هم به‌شدت از قتل او پشیمان
هستم. همسر دومم قبل از من چهار بار ازدواج‌کرده بود و به من نگفته بود، اما بازهم
او را دوست داشتم به خاطر همین دوستی وقتی متوجه شدم او قصد جدایی دارد دست به قتل
زدم



 



مصاحبه صورت گرفته از قاتل نازنین باقری(همسرش) و اعترافات او از
زندگی شخصی‌اش



چطور با همسر اولت آشنا شدی؟



داخل خیابان باهم آشنا شدیم و شش‌سال قبل
با او ازدواج کردم و چهار سال هم باهم زندگی کردیم که حاصل زندگی ما یک دختر است



همسر اولت را دوست داشتی؟



بله، اما نه به‌اندازه فروزان



چرا؟‌



نمی‌دانم، اما او خیلی مرا دوست داشت و
بااینکه من ازنظر اعصاب و روان مشکل داشتم با من مدارا می‌کرد و به مادرم گفته بود
حاضر است با من زندگی کند و مرا درمان کند



چرا طلاقش دادی؟



باهم اختلاف داشتیم که بیشتر من مقصر بودم
و او گذشت می‌کرد، اما وقتی با فروزان آشنا شدم و تصمیم به ازدواج با او گرفتم، همسر
اولم را طلاق دادم



چطور با فروزان آشنا شدی؟



ما هر دو مشکل اعصاب و روان داشتیم. دو
سال قبل هر دو در بیمارستان بستری بودیم که در ساعت هواخوری در محوطه بیمارستان باهم
آشنا شدیم. من عاشق او شدم به‌طوری‌که هرلحظه به فکرش بودم و درنهایت پیشنهاد ازدواج
دادم و یک‌سال قبل بعدازاینکه همسر اولم را طلاق دادم با او ازدواج کردم



پس چرا او را کشتی؟



گریه می‌کند و بعد از لحظاتی می‌گوید:
«شاید به خاطر دوست داشتن زیاد»



بیشتر توضیح بده؟



ما ابتدا زندگی خوبی داشتیم. من داروهایم
را طبق دستور پزشک مصرف می‌کردم، اما او گاهی مصرف می‌کرد و گاهی هم داروهایش را نمی‌خورد
به همین سبب گاهی اوقات حالش بد بود. تازه متوجه شده بودم شیشه هم مصرف می‌کند و کم‌کم
اختلافات ما زیاد شد تا اینکه متوجه شدم او قبل از من چهار بار ازدواج‌کرده و طلاق
گرفته است، اما به من گفته بود دو بار ازدواج‌کرده است و شناسنامه المثنی هم داشت.
همین موضوع اختلافات ما بیشتر شد به‌طوری‌که همیشه باهم مشاجره لفظی داشتیم، اما من
هرگز او را کتک نزدم، چون خیلی او را دوست داشتم و بااینکه چند باری از خانه فرار کرده
بود دوباره او را به خانه برمی‌گرداندم تا زندگی ما از هم نپاشد. واقعاً عاشق او بودم
و جدایی از او برای من مثل مرگ بود



از روز حادثه بگو؟



یک‌هفته قبل از حادثه باهم مشاجره کردیم
که چاقویی از آشپزخانه برداشت و تهدید به خود‌زنی کرد و بعد هم بالباس خانه که به تن
داشت از خانه فرار کرد. مدتی دنبالش گشتیم و حتی در دادسرای جنایی هم اعلام مفقودی
کردیم تا اینکه یک‌هفته بعد تماس گرفت و گفت: در دادگاه خانواده اسلامشهر تقاضای طلاق
داده و برای طلاق به آنجا بروم. صبح روز حادثه به دادگاه رفتم که بعد از ساعتی همراه
پسر جوانی به دادگاه آمد. وقتی از او سؤال کردم پسر غریبه چه نسبتی با تو دارد مدعی
شد که راننده آژانس است. من و مادرم اصرار کردیم از جدایی صرف‌نظر کند، اما او قبول
نکرد تا اینکه قاضی دادگاه ما را به دفتر ثبت و اسناد در آن نزدیکی فرستاد تا آنجا
طلاق ما ثبت شود. در میان راه او را به داخل پارک بردم که پسر غریبه هم ما را تعقیب
می‌کرد. به فروزان التماس کردم که به خانه برگردد، اما اصرار‌های من فایده‌ای نداشت
تا اینکه چاقویی را که همان روز فرار با خود برده بود از کیفش بیرون آورد و زیر گلویش
گذاشت و مرا تهدید کرد که مهریه‌اش را بدهم و اگر او را طلاق ندهم خودش را می‌کشد.
همان لحظه پیر زنی از کنار ما عبور کرد و به فروزان گفت که خجالت بکشد و فروزان هم
حواسش پرت شد و در کمتر از ثانیه‌ای چاقو را از او گرفتم و چند ضربه‌ای به همسرم زدم



چقدر مهریه‌اش بود؟



پنج سکه بود. مشکل من مهریه او نبود، چون
۵۰‌سکه مهریه همسر اولم را دادم و پرداخت مهریه فروزان
هم خیلی برای من مشکل نبود، اما فقط دوست داشتم با او زندگی بکنم



بعد چه شد؟



فروزان خونین نقش بر زمین شد و من هم از
مردم خواستم با اورژانس تماس بگیرند که مردی به من گفت: فرار کنم و من هم از ترس سوار
ماشینم شدم و به‌طرف شهرک واوان فرار کردم. شب به تهران آمدم و در میدان خراسان داخل
خودروام خوابیدم و صبح با مادرم تماس گرفتم و او پیش من آمد و دونفری به پلیس آگاهی
آمدیم و به قتل همسرم اعتراف کردم



حرف آخر؟



ما هر دو محجوریت داشتیم و تحت نظر بهزیستی
بودیم. کاش او را ندیده بودم و الان هم او زنده بود و من هم آزاد

منبع : matlabak.ir

لینک مطلب
دستان هور تنها به گزینش مطالب و انتشار آنها از دیگر سایت ها می پردازد و مسئول محتوای مطالب دیگر سایت ها نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *